برچسب:
نویسنده: طاها محمدپور
دشنه ی تیز و من و شاهرگِ هر دو دستممن که حالا چمدانِ سفرم بر بستم چمدانِ که در او درد و غم و هجر و فراقهر چه از عشق تو درسهمِ خودم را بستم رفتی و بعد تو من نیست شدم؛ نابودممن ندانم که هنوزم ز چه خاطر هستم رفتنت؛ رفتنِ جانم ز بدن بود و هنوززنده ام؛
برچسب:
نویسنده: طاها محمدپور
ناقوسِ تنهایی
شعر و نوشته های شفیع سالک
هجوم خیال
نشسته خاطر تو باز؛ آن برِ میزممن از هجومِ خیالت کجا بگریزم ؟!کجا روم که دیگر نشنوم به نیمه ی شبصدای شرفه ی پایِ تو را ز دهلیزمبه فکر تو همه شب سر فرو برم در خواببه
برچسب:
نویسنده: طاها محمدپور
برچسب:
نویسنده: طاها محمدپور